وقتی نور استادیوم مرسدس بنز در آتلانتا روشن میشود، چیزی فراتر از یک مسابقه فوتبال در حال رخ دادن نیست. در آنجا، هوادارانی که از بوئنوسآیرس تا لندن پرواز کردهاند، قرار نیست فقط شاهد ۲۲ بازیکن باشند؛ آنها قرار است شاهد برخورد دو جهان، دو تاریخ و دو روایت متضاد از مفهوم عدالت در فوتبال باشند.
دیدار نیمه نهایی میان آرژانتین و انگلیس، در واقع بازخوانی یک تئاتر خونین است که پردههای آن از سال ۱۹۶۲ و ریشههای عمیقتر از آن، باز شده است.
در آغاز ششمین سفر لیونل مسی به جام جهانی، جهان با یک تردید بزرگ روبرو بود. بسیاری معتقد بودند مسی، پس از فتح قله در قطر، دیگر چیزی برای اضافه کردن ندارد. ترس این بود که او در ۳۹ سالگی، نه تنها میراث خود را گسترش ندهد، بلکه با تلاشهای بیهوده برای رسیدن به اوج دوباره، تنها بر آن بکاهد. اما مسی، همانطور که همیشه کرده، تمام منطقها را به بازی گرفت.
او که اکنون با رکورد گلزنی و پاس گل دهنده در تاریخ جام جهانی، جایگاه خود را به عنوان بزرگترین بازیکن تمام دوران تثبیت کرده، حالا با یک چالش متفاوت روبروست. او دیگر فقط برای خود نمیجنگد؛ او برای امتداد دادن به سایه یک غول میجنگد.
مسی پس از درخشش مقابل سوئیس، با تواضع همیشگیاش گفت: «بازی مقابل انگلیس خاص است؛ آنها یک قدرت هستند و تقابل با قدرتها همیشه هیجانانگیز است.» اما در لایههای زیرین این جملات، یک حقیقت پنهان است: مسی میداند که مقابل انگلیس، او فقط مقابل یک تیم فوتبال نیست؛ او مقابل خاطرهای است که هر آرژانتینی آن را در خون خود حس میکند.
برای درک معنای این بازی، باید به سال ۱۹۸۶ و مکزیک سفر کرد. جایی که دیهگو مارادونا، با آن نگاه نافذ و شور آتشین، فوتبال را به یک عرصه نبرد سیاسی و روحی تبدیل کرد. برای آرژانتینیها، آن بازی تنها یک پیروزی نبود؛ یک تطهیر بود.
مارادونا در کتاب خود، تحت تأثیر خدا، نوشت که هنوز بچههای ۱۰ سالهای هستند که نام او را بر پشت پیراهنشان دارند. این دیوانگی محصول دو گل بود: یکی که با «دست خدا» به تور رسید و جنجالی از جنس تاریخ ساخت؛ و دیگری که گل قرن نام گرفت. جان بارنز، اسطوره سابق لیورپول، با نگاهی به آن صحنه میگوید: «همه ما دیدیم. همه میدانستیم او با دست زده است، اما کسی نمیتواند مارادونا را سرزنش کند. او بهترین بازیکن جهان بود.»
آن گل دوم، که در آن مارادونا با ۱۱ لمس در ۱۱ ثانیه، پنج بازیکن انگلیسی و از جمله پیتر شیلتون را از خود مبهوت کرد، هنوز هم بزرگترین تلاش انفرادی در تاریخ فوتبال محسوب میشود. آن روز، پیروزی آرژانتین با چاشنی «مداخله الهی» و «دزدی مهارنشدنی»، خشم انگلیسیها را به اوج رساند. اکنون، نسل جدید بازیکنان آرژانتین، از جمله خوزه مانوئل لوپز، میدانند که این بازی، بوی «درد و تاریخ» میدهد.
اگرچه سرمربی آرژانتین، با تکرار جمله «این فقط یک بازی فوتبال است»، سعی دارد از ورود بحثهای سیاسی جلوگیری کند، اما واقعیت این است که فوتبال هرگز از سیاست جدا نبوده است. تنش میان دو کشور که ریشه در جنگ سال ۱۹۸۲ و جزایر فالکلند دارد، اکنون به لایههای زیرین مسابقه نفوذ کرده اس.
در حالی که مقامات سیاسی در حال رد و بدل کردن اظهارنظرها هستند، بازیکنان آرژانتین در رختکن، با انگیزهای بسیار انسانیتر و احساسیتر، قرار است به میدان بروند. گزارشها از رختکن تیم آرژانتین در کانزاس سیتی حکایت از شور و حال عجیبی دارد؛ بازیکنانی که نه تنها برای پیروزی، بلکه با یک شعار نبردگونه قسم خوردهاند: برای مالویناس، برای دیگو و برای آخرین حضور لئو!
این یعنی آنها میخواهند تمام آنچه را که از مارادونا آموختهاند، در این ۹۰ دقیقه به نمایش بگذارند. آنها میخواهند ثابت کنند که میراث مارادونا، نه در یک «دست» مکار، بلکه در آن «جادوی» است که در پایهای مسی جاری است.
انگلیس، با تاریخ پر از افت و خیز و تلاش برای بازیابی شکوه گذشته، میخواهد نشان دهد که دوران «سهشیرها» بازگشته است. آنها به دنبال بازپسگیری اعتبار از تیمهایی هستند که در گذشته با جنجالهای داوری یا لحظات غیرمنتظره، آنها را به چالش کشیدهاند.
در مقابل، آرژانتین با رویکردی که ترکیبی از نظم تاکتیکی اسکالونی و جنون خلاقانه بازیکنانش است، آماده است. آنها میدانند که در آتلانتا، نباید فقط فوتبال بازی کنند؛ آنها باید تاریخ را بازی کنند.
آیا مسی میتواند با پیروزی بر انگلیس، نه تنها جام جهانی را به خانه ببرد، بلکه آخرین قطعه پازل برای رسیدن به مقام بیرقیبترین بازیکن تاریخ را قرار دهد؟ آیا او میتواند سایه سنگین مارادونا را نه به عنوان یک بار، بلکه به عنوان یک بال برای پرواز استفاده کند؟
در آتلانتا، وقتی سوت شروع زده شود، بحث از تاکتیکها، مالکیت توپ و پرس از میان خواهد رفت. بحث بر سر این خواهد بود که آیا جادوی آرژانتینی، میتواند بر نظم و قدرت انگلیس غلبه کند؟ آیا دست خدا در سال ۱۹۸۶، در سالهای جدید به پاهای مسی تبدیل خواهد شد؟
این بازی، یک نیمهنهایی ساده نیست؛ این آخرین پرده از یک تئاتر بزرگ است که در آن، قهرمانان برای جاودانگی میجنگند و تاریخ، با هر گل، ورق خواهد خورد. آماده باشید؛ قرار است در آتلانتا، فوتبال دوباره نفسش را در سینه حبس کند.
گزارش: هستی رفیعی
