جام جهانی ۲۰۲۶ به مرحلهای رسیده است که در آن، اشتباهات کوچک دیگر جبرانناپذیرند. با پایان یافتن هیجانانگیز مرحله یکهشتم نهایی در بامداد امروز چهارشنبه ۱۷ تیر، اکنون هشت تیم برتر جهان در قالب مرحله یکچهارم نهایی صفآرایی کردهاند.
این تورنمنت که در ایالات متحده، مکزیک و کانادا برگزار میشود، بیش از آنکه یک مسابقه فوتبال باشد، به صحنهای برای سنجش تابآوری روانی، نبوغ تاکتیکی و گاهی قساوتِ سرنوشت تبدیل شده است. در حالی که غولهای بزرگ در حال فرو ریختن هستند، تیمهایی که به «پشتکار» تکیه کردهاند، در حال نوشتن تاریخ هستند.
جدول مرحله یکچهارم نهایی، نویدبخش تقابلهایی است که در تاریخ فوتبال جاودانه خواهند شد. در اولین ایستگاه، شامگاه پنجشنبه ۱۸ تیر، **فرانسه** در برابر **مراکش** قرار میگیرد. این بازی فراتر از یک دیدار ورزشی، بازسازی نیمهنهایی دراماتیک چهار سال پیش است؛ داستانی مملو از لایههای عمیقِ تاریخی، استعماری و مهاجرتی که جذابیت آن را از هر مسابقه دیگری در این مرحله فراتر برده است.
در مسیر دیگر، اسپانیا و بلژیک در شامگاه جمعه ۱۹ تیر، رو در روی هم قرار میگیرند؛ نبردی میان دو تیم با ساختارهای تاکتیکی منسجم که برنده آن میتواند مدعی جدی حضور در فینال باشد. اما برای بسیاری، دو بازی بامداد یکشنبه ۲۱ مرداد، کانون اصلی توجه است. نروژ با ارلینگ هالند و مارتین اودگارد، پس از حذف دراماتیک برزیل، به مصاف انگلیس میرود؛ تیمی که ستارههایش در لیگهای برتر و لیگ قهرمانان اروپا میدرخشند و با پیروزیهای طاقتفرسا مقابل مکزیک، نشان دادهاند که برای رسیدن به قهرمانی، حاضر به انجام هر فداکاری هستند. در نهایت، سوئیس، شگفتیساز این دوره، به مصاف آرژانتینِ لیونل مسی میرود تا شاید به دورانِ نزدیکشدنِ مسی به جام پایان دهد.

گاهی فوتبال با اعداد و ارقامش علیه حقیقت میجنگد. مورد «گوستاوو پوئرتا» هافبک کلمبیا، بهترین مثال برای این تضاد است. او با ثبت ۱۴ شوت بدون گل، رکورد بیشترین شوتِ بیثمر در یک دوره جام جهانی (از ۱۹۶۶) را به نام خود ثبت کرد؛ آماری که در نگاه اول نشاندهنده ناکامی است، اما در واقعیت فنی، پوئرتا بیشک بهترین هافبک کلمبیا در این تابستان بود که نبض بازی، پرس و ریتم تیمش را کنترل میکرد. این آمار تنها ثابت کرد که گاهی اعداد، تنها پوسته بیرونیِ یک عملکرد عالی هستند.
در آن سوی میدان، سوئیس در حال خلق یک حماسه است. آنها با حذف کلمبیا در ضربات پنالتی، برای اولین بار از سال ۱۹۵۴ به مرحله یکچهارم نهایی رسیدند و برای اولین بار در تاریخ خود، از دو بازی حذفی در یک دوره عبور کردند. پیروزی آنها در ضربات پنالتی مقابل کلمبیا، یادآور درخشش آنها مقابل فرانسه در یورو ۲۰۲۰ بود. این تیم نشان داد که «پشتکار» میتواند بر «استعداد خالص» غلبه کند، هرچند که برای عبور از سد آرژانتین، آنها باید راهی برای ایجاد موقعیتهای گلزنی بیشتر پیدا کنند؛ چرا که دفاعِ صرف در برابر قدرت تهاجمی آرژانتین، ریسک بسیار بالایی دارد.
یک روند آماری عجیب در این تورنمنت خودنمایی میکند: تیمی که پنالتی دوم را میزند، اکنون ۱۳ بازی از ۱۵ بازی آخر جام جهانی را برده است. در هر چهار بازی که در این دوره به ضربات پنالتی کشیده شد (پاراگوئه، مراکش، مصر و سوئیس)، تیمی که ضربه دوم را زد، پیروز از میدان خارج شد. این یک روانشناسیِ نانوشته در مستطیل سبز است؛ جایی که فشارِ روانی بر روی زننده ضربه اول میتواند به نفع تیم دوم باشد. کلمبیا با پذیرش شکست در ضربات پنالتی، در کنار رومانی و مکزیک قرار گرفت تا بیشترین تعداد حذف در بازیهای حذفی که به وقت اضافه کشیده شده را داشته باشد. این شکستها، بهویژه مقابل حریفان اروپایی، زخمهای کهنهای را برای آنها زنده کرد.
شکستهای این مرحله، پرسشهای سخت و طاقتفرسایی را ایجاد کرده است. شکستِ مصرِ محمد صلاح مقابل آرژانتین در حالی که تا دقیقه ۷۸ با دو گل پیش بودند، نمونهای از سنگینیِ نام «لیونل مسی» و قهرمانِ فعلی بود. حذف همزمانِ دوستانِ قدیمی، صلاح و دیاز، از تلخترین تصاویر تورنمنت بود. اما در کانونِ بزرگترین بحرانِ مربیگری، کارلو آنچلوتی قرار دارد. مربیِ پرآوازهای که برای بازگرداندنِ برزیل به قله فوتبال استخدام شده بود، اکنون با «فاجعهای» روبهروست که در جام جهانی به اشکال مختلف ظاهر میشود. حذف برزیل در مرحله یکهشتم، ناقوسهای خطر را برای مدیریت فوتبال برزیل به صدا درآورده است. این اتفاق نشان داد که در دنیایِ ملی، مربیگری فراتر از مدیریتِ ستارگانِ باشگاهی است و فشارِ انتظاراتِ ملتی که تنها به قهرمانی فکر میکند، میتواند حتی بزرگترین استراتژیستها را نیز به زانو درآورد.
اگر بخواهیم با واقعبینیِ تمام به تحلیل آینده بپردازیم، «فرانسه» همچنان بخت اول قهرمانی است. تیمی که دیدیه دشان ساخته، در این تورنمنت بهطرزِ ترسناکی بیرحم بوده است. برخلاف دورههای قبل، دشان دیگر در استفاده از استعدادهای تهاجمیاش خسیس نیست. مثلث «امباپه-اولیسه-دمبله» در خط حمله، در کنار دفاعی که تنها دو گل دریافت کرده، ترکیبی مرگبار ساخته است. آنها حتی در مواقعی که تحت فشار شدید قرار گرفتند -مانند بازی مقابل پاراگوئه- کوچکترین لرزشی در ارادهشان دیده نشد.
جام جهانی ۲۰۲۶ تا بدینجا، میدانِ حذفِ تدریجیِ «انتظاراتِ غیرواقعی» بوده است. تماشاگران، ناظران و حتی رأیدهندگان در چالشهای آماری، دریافتهاند که نامهای بزرگ دیگر تضمینکننده صعود نیستند. نروژ با حذف برزیل و سوئیس با عبور از سد کلمبیا، نشان دادند که فوتبال در حال دموکراتیزه شدن است. با این حال، در ایستگاههای باقیمانده، تقابلِ «منطقِ فوتبال» و «قدرتِ تهاجمی» تعیینکننده خواهد بود. آیا رویای هالند یا مسی میتواند سدی در برابر ماشینِ جنگیِ دشان باشد؟ پاسخ در روزهای پیش رو، در زیر نور افکنهای ورزشگاههای میزبان، روشن خواهد شد. تورنمنتِ بزرگِ ۲۰۲۶، در حالی به اوج خود نزدیک میشود که جهانِ فوتبال در انتظارِ شکوه و تلخیِ نهایی است.

گزارش: هستی رفیعی
